الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

854

مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى)

عقل و تدبير آن را ندارى ! تو خداى سبحان را چگونه مىبينى ، كه عقل تو را گرفته و تو را نادان قريش قرار داده تا تو را مسخره كنند و دست بيندازند ، و تمام اينها هم به خاطر رفتار بد پدرت مىباشد ، و ما هم فقط تو را خواستيم تا تو و پدرت را دشنام دهيم ! اما پدرت را خدا تنها گذاشت و شر او را از ما بر طرف كرد ، و امّا تو در اختيار ما هستى هر طورى كه بخواهيم تو را هدفگيرى مىكنيم ! و اگر تو را بكشيم از جانب خدا گناهى بر ما نيست ، و از طرف مردم هم عيبى متوجّه ما نيست . پس آيا مىتوانى حرفهاى ما را رد كنى ! و ما را تكذيب كنى ؟ ! اگر مىبينى ما چيزى را دروغ كفته‌ايم ، گفتهء ما را رد كن و اگر نه بدان كه تو و پدرت ستمكاريد ! پس از او وليدبن عقبةبن ابىمعيط زبان به تكلّم گشود و گفت : اى فرزندان هاشم ! شما دائيهاى عثمان بوديد ، و او خوب فرزندى براى شما بود ، و حق شما را شناخت ، و از سويى بستگان همسرش بوديد و او داماد خوبى براى شما خانواده بود ، شما را گرامى مىداشت ولى شما پيش از همه به او حسد ورزيديد ، و پدرت او را به ستم كشت ، بدون هيچ بهانه و دليلى ، پس خدا را چه گونه مىبينيد كه خون او را بطلبد و شما را در جايى كه جايگاه شماست ، فرود آورد ! به خدا سوگند كه بنى امّيه براى بنى هاشم بهتر از بنى هاشم براى بنى اميّه است و معاويه براى تو از خودِ تو ، برايت بهتر است ! و پس از او عتبةبن ابى سفيان سخن گفت ، گفت : اى حسن ! پدر تو براى قريش شرورترين فرد قريش و خونريزترين آنها و قطع رحم